تبليغاتX

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

::. حضرت رقیه سلام الله علیها .::

حضرت رقیه سلام الله علیها

: درباره وبلاگ

تقدیم به پیشگاه قطب عالم امکان ، دادگستر جهان منجی مستضعفان،مهدی موعود ،صاحب الزمان (عج) که جمله شهیدان به عشق ظهورش از همه هستی خود گذشتند و به روح پر فتوح حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای . تقدیم به خانواده های معزز شهدا که چنین عزیزانی را برای دفاع از مکتب سرخ تشیع پرورش دادند ... وتقدیم به تمامی دلهایی که به عشق الله می تپد ....
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست
حاضرم در راه دین از تن جدا گردد سرم
من بمیرم باک نیست اما بماند رهبرم
لایه این چنین آغشته به رنگ است هنوز
سپر از دست مینداز که جنگ است هنوز
التماس دعا


تماس با سرباز گمنام امام زمان از طریق این ای دی می باشد : yare_emam313@yahoo.com


: منوی اصلی

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ

: نوشته های پیشین

مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

: پیوندها


عشق
عمومی
سايت رياست جمهور محترم دكتر محمود احمدي نژاد
پیام امام حسین (ع)
حزب الله
عشاق المهدی (ع)
مركز فرهنگي شهيد آويني
سلطان عشق حسین(معلم بزرگوارم)
کجایید ای شهیدان خدایی
سرخ رود (عزیز همشهری)
شاخه گلی برای شهید
رد پای ایمان
سفر کرده
صلوات
المزمل
نوید شهادت
حـــــــــرف دل
با شهیدان آبادان
به یاد ارباب تشنه لب
اونهایی که آتش حسین دارن بیان
تا کربلا هست زمین را عشق است
گنبد افلاک
در قلمرو آفتاب
حسرت ظهور
عطاي كثير
پيام ناظر
آداب انتظار
معرفت نفس
در اوج تنهايي
آسمان خاكي
پرواز پرستو ها
همنوا با خلق خدا
دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا
مراسم محرم حداده دامغان
یاران یار
هیئت انصار العباس(ع)روضه الزهرا (س)
شناخت روستای حداده دامغان
در انتظار معشوق
هزاران دوست
افلاکیان
پیام امام حسین(ع)...................
یاس شهید
دل نوشته های یک دختر شهید
شماطيل
عرش عشق
هنرستان فني و حرفه اي بعثت محمودآباد
تولدی دوباره ( ღ الغوث و الامان ღ یا صاحــب الزمان ღ )
تاکرببلا هست زمین را عشق است
دلدادگان
سايت ختم صلوات
کانون مذهبی فرهنگی شباب الجنه زنجان
عشق غایبانه
گرای نزدیک
اعجاز علمی قرآن
پایگاه شهید ربانی بندر گز

: آمار وبلاگ

افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

: با همکاری


.:: رشیدا ::.

روز مرد مبارک

 

به دلیل کنکور نمی تونم بیام و روز مرد را به همه تبریک بگم برای همین می خوام از موقعیت سواستفاده کرده و حالا این کارو انجام بدم  و زودتر از همه به مردها تبریک بگم

روز مرد و روز تولد حضرت علی (ع) را به همه مردم ایران اسلامی تبریک می گویم

روز مرد و تولد حضرت را به همه دوستان بازدید کننده و وبلاگ نویس تبریک می گویم

و روز مرد را به همه مردهای ایران و پدرهای ایران زمین و پدر خودم و عموی خوبم و ..... تبریک می گویم .

تبریک های مخصوص:

یه تبریک به مولامون اقا صاحب الزمان (عج) یه تبریک به رهبر عزیزمون

یه تبریک به آقای رئیس جمهور یه تبریک به همه بزرگان دینی و سیاسی کشور

یه تبریک به معلمهای خوبم یه تبریک به مدیر ومعاون ها

 یه تبریک به خودم یه تبریک به همه دوستان و آشنایان

 

 

| +| نوشته شده در پنجشنبه 28 تیر1386 توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا |
روز زن بر همسران شهید مبارک .......

سخنی از ..... : هر روز روز زن است .... روز زن بر همسران شهید مبارک باد . نمی دونم روز قیامت به سئوال آنها چه جوابی دارم فقط امیدوارم کم کاری های من حقیر رو ببخشن شرمنده شما هستم واقعا شرمنده ام کاش منم می تونستم یه گوشه ای از زجرهای شمارو از شما بگیرم : روز زن بر شما زنان با غیرت این مملکت مبارک ...

 

اتل متل یه مادر

 

اتل متل یه مادر

نحیف و زار و خسته

با صورتی حزین و

دستای پینه بسته

بپرس ازش تا بگه

چه جور میشه سوخت وساخت

با بیست هزار تومن پول

اجاره خونه پرداخت

اجاره های سنیگین

خرج مدرسه ی ما

خرج معاش خونه

خرج دوای مینا

بپرس ازش تا بگه

چه جور میشه جنگ کرد

یا اینکه بی رنگ مو

موی سیاهو رنگ کرد

بپرس ازش تا بگه

چه جوری میشه جنگ کرد

با سیلی جای سرخاب

صورتا رو قشنگ کرد

وقتی که گفتند بابا

تو جبهه ها شهید شد

خودم دیدم یک شبه

چند تا موهاش سفید شد

می خوای بدونی چرا

نصف موهاش سفیده ؟

بپرس که بعد بابا

چی دیده ، چی کشیده !

یا میره دارو خانه

برای دوای مینا

یا میره سمساری

یا بهشت زهرا (س)

یه روز به دنبال وام

مامان میره بنیاد

یه روز به دنبال کار

پدر آدم در می آد!

هر وقت به مامان می گم :

طعم غذات عالیه

مامان با گریه میگه :

جای بابات خالیه

بعضی روزا که توی

خونه غذا نداریم

غذای روز قبلو

برا مینا میذاریم

مینا با غم می پرسه :

غذا فقط همینه ؟

مامان با گریه میگه :

بابات کجاست ببینه ؟

وقتی که بیست می گیرم

میاد پیشم میشینه

نوازشم می کنه

نمره هامو می بینه

میگم : معلمم گفت

که نمره هات عالیه

مامان با گریه میگه :

«جای بابات خالیه»

یه بار گفتم مامان جون

این آقا بقالیه

با طعنه گفت : ( تو خونه

جای بابات خالیه ؟ )

تا حرف من تموم شد

با دست تو صورتش زد

با گریه گفت ای خدا

بی شرفی تا این حد ؟

می گم مامان راست بگو

اگه بابا دوست داشت

چرا ازت جدا شد؟

پس چرا تنهات گذاشت؟

چشم می دوزه تو چشمام

لب می گزه ، می خنده

بیرون میره از اتاق

محکم درو می بنده

رفتم و از لای در

توی اتاقو دیدم

صدای گریه هاشو

از لای در شنیدم

داشت با بابام حرف می زد

چشماش به عکس اون بود

انگار که توی گلوش

یه تیکه استخون بود

مرتضی جون می دونم

زنده ای و نمردی

بعد خدا و مولا

مارو به کی سپردی ؟

دستخوش آقا مرتضی

خوش به حالت که رفتی

ما اینجا مستأجریم

تو اونجا جا گرفتی ؟

خواستگاریم یادته ؟

چند تا سکه مهرمه ؟

مهریه مو کی می دی ؟

گره توی کارمه

مهریه مو کی می دی ؟

دختر مون مریضه

بیا ببین که موهاش

تند تند داره می ریزه

مهریه مو کی می دی ؟

اجاره خونه داریم

صاحب خونه می گفتش

دیگه مهلت نداریم

امروز که صاحب خونه

 اومد برا اجاره

همسایه مون وقتی گفت :

«مهلت بده ، نداره »

یهو تو کوچه داد زد :

«اینا همه ش بهونه س

دق اجاره داره

دردش اجاره خونه س

به من چه شوهرش رفت

یا که زن شهیده

خونه اجاره کرده

یا خونمو خریده ؟»

درد دل خستمو

فقط براتو گفتم

چون از تموم مردم

«به من چه » می شنفتم

میگم اجاره داریم

خیلی مریضه بچه

سایه سر نداریم

همه میگن « به من چه » !

با آه خود به عکس

باباجونم ، جون میده

چادر و ور میداره

موهاشو نشون میده

صورتش میذاره

رو صورت شهیدش

بابام نگاه میکنه

به موهای سفیدش

اشک مامان می ریزه

رو چشمای باباجون

بابا گریه می کنه

برای غمهای اون

بابا با چشماش می گه :

قشنگ مهربونم

همسر خوب و تنهام

غصه نخور می دونم

اتل متل یه مادر

نحیف و زار و خسته

با صورتی حزین و

دستایی پینه بسته

دستای پینه دارش

عجب حماسه سازه

دستایی که شوهرش

خیلی به اون می نازه

دستایی که پرچم

بابارو ور میداره

توی خزون غیرت

دستایی که بهاره

دستایی که عینهو

دست بابام می مونه

نمی ذاره سلاح

بابام زمین بمونه

دستی که بچه هاشو

بسیجی بار میاره

بذر غیرت و ایمان

تو روحشون می کاره

درسته که شوهرش

تو جبهه ها شهید شد

درسته که موی اون

بعد بابا سفید شد

اما خون بابا و

موهای مادر من

وقتی با هم جمع شدن

سیلی زدن به دشمن

سرخی صورت اون

سرخی خون باباست

موی سفید مادر

افتخار بچه هاست

اتل متل یه مادر

خیلی چیزا می دونه

از بی مروتی ها

از بازی زمونه

باید فهمیده باشی

چه جوری میشه جنگ کرد

با سیلی جای سرخاب

صورتارو قشنگ کرد

باید فهمیده باشی

چه جوری میشه جنگ کرد

یا اینکه بی رنگ مو

موی سیاهو رنگ کرد

ای که در این حوالی

غربت ما رو دیدی

صدای ناله های

مادرمو شنیدی

دست رو گوشات گذاشتی

چشماتو خیره کردی

زل زدی به مادرم

فکر کردی خیلی مردی !

تو که به زخم قلب

مامان نمک گذاشتی

اگه مامان بمیره

مادرمو تو کشتی

اگه بابام نبودش

هر چی داشتی می خوردن

مال و منالت که هیچ

مادرتم می بردن

اگه مامان بمیره

دق می کنم می میرم

پیش خدا و بابام

من جلو تو می گیرم

 

او رفت ولی کلام او پا بر جاست

با سوز دلی که داشت یادش با ماست

بر رایحه خاک شلمچه سوگند

شعر سخنش معطر از یا زهرا(س) است

 

بر گرفته از کتاب دفتر سرخ مرحوم ابوالفضل سپهر

| +| نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386 توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا |
سالگرد علما و شهدا

ششمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی ، مفسر نهج البلاغه حضرت حجت الاسلام استاد حاج محمد دشتی (ره) در روستای خودش و یادواره شهدای روستای آزادمون و تجکنار در روز پنجشنبه 21/4/86 از ساعت 3 الی 6 بعد از ظهر در حسینیه ارشاد روستای آزادمون با سخرانی حضرت آیت الله صدیقی و مداحی حاج آقا حیدر زاده از جامعه مداحان استان قم برگزار می شود از همه مردم شهید پرور دعوت به عمل می آید .

خشنودی قلب نازنین آقا صاحب الزمان (عج) و شادی ارواح طیبۀ علماء و شهدا خصوص مترجم شهیر نهج البلاغه استاد محمد دشتی (رحمۀ الله) صلوات

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

« پایگاه بسیج حضرت قائم (عج) و پایگاه شهید بهشتی محموآباد»

 

برای دیدن عکس شهدای این سالگرد به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

| +| نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386 توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا
وطن
سر زمین من : جایی که به دنیا اومدم و در آن زیسته ام و زندگی کرده ام و نمی خوام از دستش بدم برای ما باید بمونه و باشه چون خونهایی برای اثبات موندن  داده شده ..

وطنم ..... تمام عشقم ...........

می خوام به نیت این دو بزرگوار که تا یه مدت برای این وبلاگ در اختیار آنهاست از نعمتهایی که خدا در دور و اطرافمان قرار داد و ما نمی بینیم بنویسم و تصاویر برای تون بذارم .

دیگه فصل محصول شالیزارها  کم کم رسیده ... بو و عطر برنج رو با هیچ بویی در دنیا عوض نمی کنم .... خدایا از این همه نعمت تو رو شکر

یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند به ما و جود جنگل هاست درختهایی که همیشه در تسبیح خداوند و ما در میان آنها غافل و بدون شکر از نعمتها جامانده ایم .......

| +| نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386 توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا |
مدد و ياري

از روز تولد حضرت فاطمه (س) تا روز تولد حضرت علي (ع) اين وبلاگ به احترام اين سروران و روز تولدشان با سفيد پوش كردن خود  جشن خواهد گرفت

من مي خواهم از اين دو بزرگوار در كارهايم مدد و ياري بخواهم و مي دانم كه دستم را  رد نمي كنن

 

| +| نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386 توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا
يا فاطمه الزهرا (س)
تولد دختر نبي اكرم حضرت فاطمه الزهرا(س) را به شما مردم ايران و مردم مسلمان جهان تبريك مي گويم

يه تبريك مخصوص خدمت زن ها و دخترهاي مسلمان دارم

و يه تبريك به خودم مي گم

و يه تبريك ويژه دارم يه مولامون و تمامي دوستداران مهدي (عج)

و يه تبريك به مادر عزيزم كه برام زحمتهاي زيادي كشيد و مي خوام به مادرم بگم :

مادرم روزت مبارك و دستت را مي بوسم

 

| +| نوشته شده در پنجشنبه 14 تیر1386 توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا |
شرمنده همه رزمندگان جنگم
۱۲ تیر سالگرد شهادت دو تا از دوستان پدرم بود

پدرم با دوستانش خیلی صمیمی بود و اونارو خیلی دوست داشت

نمی دونم ته دل بابام چی می گذره می بینه دوستاش رفتن و اون جاموند

بابایی من از طرف خودم و تمام نسل خودم دستت رو می بوسم و سعی می کنيم درکتون کنيم

شهید علی اصغر دشتی

شهيد علي اصغر دشتي

شهید حسن محمد تبار نشلی:

 در بر سنگرعارافان رسیدن چه نکوست             

تا عرش  خداوند  دویدن  چه نکوست

سنگر این غیور مردان دلیر                                                 آوای رسای حق  شنیدن چه نکوست

مادر ای مریم بزرگ زمان                                                  خرم  ازتو بهار ایمان است

قلب  سرشاراز عطوفت تو                                                  روشن ازآفتاب  قرا ن است

مادرای آفتاب هستی  بخش                                                  زیر  پایت بهشت   جاوید است

بر  لبانت  شکوفه های دعا                    

شکوفه سحر به بانگ اذان

 روی رخسارت ستاره ی اشک   

می دود با  تلاوت  قران

می کند بر فضای  خانه زعطر         

 گل سجاده ات به وقت نماز

بانک الله  اکبرت در دل                           

بشکافند شکوفه های  نیاز

ان شاالله خاطرات ايشان را هم وارد خواهم كرد منتظر خاطرات اين شهيد بزرگوار و شهيد صادق رضازاده باشيد

يا علي

 

| +| نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386 توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا |
دلم پر درده

 

دلم  پر درده

امشب دلم خیلی گرفته احساس می کنم یه چیزی را گم کردم شاید خودم باشم که هنوز پیداش نکردم اقا کمکم کن نمی تونم خودمو ببخشم چرا من چرا ..........................

کل این مردم زمونه چرا من مگه من خوبم مگه من گناه نکردم پس چرا هنوز منو می خوای به من فکر می کنی چرا منو دعا می کنی چرا اقاجونم بهم بگو چرا نمی ذاری گناهانم منو رسوا کنن چرا نمی ذاری تا بدون دعای شما یه لحظه زنده نباشم و بمیرم می دونم که از برکات وجود شما و دعاهای شماست که من زنده ام

 چرا می خوای من پیش همه خوب بمونم چرا ؟ رسوام کن ببین گناهان منو ... قلبتو درد میارم اقا ... وای بر من وای بر من ، من که فقط توی این دنیا یه نفرو دارم چرا دل اونو هم به درد میارم ..... یعنی بی احساس شدم یعنی شمارو فراموش کردم یعنی من اینقدر نامردمی می کنم ... نه مولا هنوز دوستون دارم و توی دلم به غیر از شما و خدایتون بگردی کسی رو پیدا نمی کنی مولا از سربازان تون چه خبر چند وقتی میشه مارو تحویل نمی گیرن ... شهدا ما را یاد نمی کنن ... چیه از من خسته شدن یا دیگه نمی خوان براشون بنویسم ... به خدا دیگه ..... 

 

به ياد شهداي گمنام بهشون بگید یه سر به ما بزنن جز یه آدم گناه کار کس دیگری نیستم

مولا نمی ذارم قلبتون درد بگیره یعنی من دیگه کاری نمی کنم که قلبتون درد بگیره مولام می تونید منو مجازات کنید هر چی باشه قبوله هر چی شما بگید یه گناهکار باید مجازات بشه باید ...

پس منم باید مجازات بشم می خواین بگم یه هفته توی خونه  باشم و دیگه از این غلطا نکنم ... می خواین یه چند سالی منو تبعید کنید به شهر عاشقا تون اصلا چرا من بگم خودتون هر چی گفتید ...

مولا می خوام از درد دوری تون فریاد بکشم

می خوام داد بزنم و بگم